بلاگ دمنتور

در مورد خبر فرضیه افسردگی بالای هری پاتر که این طور تصور میکند که تمام اتفاقات داستان ساخته و پرداخته ذهن خود این شخصیت بوده، علاوه بر اطلاع رسانی در مورد این خبر، در مورد کلیت فرضیه پردازی در داستان های هری پاتر و همچنین دلایلی در قبول این فرضیه مطالبی از طرف من و علی منتشر شد.

و حالا در این مطلب به نواقص این نظریه می پردازیم. یکی از هدف های بلاگ دمنتور، انتشار دیدگاه های مدیران و نویسنده های دمنتور در مورد خبرهای روز است. با این سه مقاله که از جنبه های کلیت ماجرا، موافقت و مخالفت با آن منتشر کردیم، نیازمند دیدگاه های شما هستیم که نظرات خود را در مورد هر یک از این موارد مطرح کنید.

در آخرین مقاله به دلایل ناقص بودن این فرضیه که نوشته ی حسین غریبی هست، می پردازیم. امیدوارم با مطالعه نظرهای ما، به درک بهتری از این فرضیه برسید.


پیرامون خبری که دیروز منتشر شد و بازخوردهای اون در مورد فرضیه‌ی "دیوانه بودن هری" که توسط جی.کی.رولینگ و استیو کلاوز بهش اشاره شد، این فرضیه از چند جهت برای من قابل نقد و غیر قابل قبول هست:

1) استناد به رولینگ در این خصوص صرفاً ملطوف به تلقینی است که چندین بار به او شده و چنین چیزی اصلاً مایه‌ی تعجب نیست. چرا که خود رولینگ در آن شرایط سخت قرار گرفته و برای رهایی از این دنیا، جهانی رو برای خودش خلق میکنه که در اون قهرمانش به امیال و آرمان‌هایی دست پیدا میکنه که غالباً خود جو عاجز از نیل به اون‌ها بوده. رولینگ وقتی در این دنیاست غرق در شادی و رضایتی میشه که در دنیای واقعی مدت‌ها از اون بی‌بهره بود و تنها لطف روزگار به او فرزندش بوده که اونو در برابر چنان مشقت و سختی‌هایی مصون نگاه می‌داشته. مطمئناً تحقق بخشیدن به چنین فرضیه‌ای کشیدن خط بطلان بر این دنیا و نابودی اون هست. اما مسلماً شباهت‌های جو با هریِ داستان از نظر نویسنده‌ی داستان پنهان نمونده و بارها به ذهنش خطور کرده.

2) اشاره‌ی کلاوز به دیوانه نشان دادن هری مربوط به صحنه‌ی "صحبت با یک عنکبوت و سربازهای اسباب‌بازی" و اشاره‌ی رولینگ تنها به "دیوانه شدن هری در انبار زیر پله" است. حال سوال اینجاست که اگر جو و استیو در طی این سال‌ها مکاتبات و روابط زیادی داشته‌ن، پس چرا باید چنین صحنه‌ای که در پیش نویس فیلمنامه بوده حذف بشه؟ نه تنها این صحنه حذف میشه، بلکه در فیلم هفتم می‌بینیم که هری هنگام جدا شدن از دورسلی‌ها در انباری زیر پله‌ به اون سربازها چشم دوخته و از اون صحنه‌ی دیوانه‌ساز، تنها خاطره‌ای مربوط به دوران بدون جادوی هری بافی می‌مونه که دلیل بر عقلانیت اون هست.

3) وقتی به خود داستان نگاه کنیم، می‌بینیم اصولاً ظرفیت و امکان اون رو نداره که به چنین فرضیه‌ای تحقق ببخشه. داستان‌های هری پاتر دارای راوی سوم شخص هستن و وقتی که در اولین فصل کتاب، زخم روی پیشانی هری توصیف میشه، مطمئن هستیم که این زخم وجود داره و هری هم هنوز به اون درجه‌ای از فهم و یا تحمل سختی نرسیده که دچار دیوانگی و توهم بشه. بنابراین صرف وجود فصل اول کتاب، به معنای رد این فرضیه است.

به نظرم مهم که تمام تحلیل‌ها رو بشنویم و هر کدوم رو که فکر میکنیم با عقل متناسب هست بپذیریم، بنابراین هدف از این مطلب هم، تحمیل این استدلال‌ها به خوانندگان نیست.

از Unknown، تاریخ: ۶/۱۶/۱۳۹۱ ۱۰:۰۷:۰۰ ق.ظ.

جستجو در سایت

عبارت یا کلمه مورد نظر خود را وارد کنید:

بلاگ دمنتور

در این بخش صحبت های خارج از موضوع یا حاشیه ای دمنتور منتشر می شود. و می توانید نظرات خود را در مورد آن بیان کنید.